سفارش تبلیغ
صبا

قرآن مبین افتخار مسلمانان جهان

خبر تکان دهنده بود سوزاندن تعدادی قرآن در سالروز یازده سپتامبر به دستور کشیشی مسیحی در آمریکا!

جالب است نمی دانم چه فکری کرده اند؟! اصلا فکر نکرده اند این بهتر است، اما آنچه که من می دانم این است خدا خودش با من سخن گفته و وعده داده است و البته به تمامی بشریت این ها را گفته اما یکسری لیاقت بهره بردن از آن را ندارند.

لیاقت ندارند بهره ببرند از آنچه خداوند فرموده : «والله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین» وعده ی خداوند حق است: «و قل جاء الحق و زهق الباطل و ان الباطل کان زهوقا» و در جواب بی عقلانی که تعداد مسلمان های جهان را در برابر تعداد جمعیت موجود می سنجند چه زیبا آمده است: « فان حزب الله هم الغالبون».

دلمان خون است و خشمگینیم اما ما شیعیان جهان آینده ی سبزی داریم که روح انتظار را در دل هامان روشن ساخته و امیدی است برای ادامه راه این همان چیزی است که این مغرضین و معاندان را به زبونی کشانده و به  زانو در آورده است.

آی، ای احمق ها که همه چیز را با هم قاطی کرده اید و از روی عجز محض به این شاخه و آن شاخه می پرید ای بوزینه های کثیف! شب های قدر امسال، شب ضربت خوردن و شهادت مولامان،قرآن ناطقمان،علی(ع) یک میلیارد و اندی مسلمان قرآن به سر نگرفتند و به آن تمسک نجستند که حالا شما به راحتی بیایید آن ها را بسوزانید.

 

قر آن به سر گرفتن مسلمانان_ شجره طیبه

مگر کم داشته ایم از نشانه های سالم ماندن قرآن در آتش سوزی ها و بمب گذاری ها و ... و خداوند متعال در این آیات چه زیبا فرموده اند:«قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبة المکذبین» و «هذا بیان للناس وهدی وموعظة للمتقین»

نمونه ها گویاست:

سالم ماندن قرآن _ شجره طیبه

سالم ماندن قرآن در سقوط هواپیما _ شجره طیبه


و قر آن ناطقمان علی(ع) در نهج البلاغه چه زیبا فرموده اند:

«خدا، قرآن را فرونشاننده عطش علمی دانشمندان، و باران بهاری برای قلب فقیهان، و راه گسترده و وسیع برای صالحان قرار داده است. قرآن، دارویی است که با آن بیماری وجود ندارد، نوری است که با آن تاریکی یافت نمی شود، ریسمانی است که رشته های آن محکم و پناهگاهی است که قلّه آن بلند است، توان و قدرتی است برای آن که آن را برگزیند، محل امنی است برای هر کس که وارد آن شود، راهنمایی است تا از او پیروی کنند، وسیله انجام وظیفه است برای آن که قرآن را راه و رسم خود قرار دهد، برهانی است بر آن کس که با آن سخن بگوید، عامل پیروزی است برای آن کس که با آن استدلال کند، نجات دهنده است برای آن کس که حافظ آن باشد و به آن عمل کند، و راهبر آن که آن را به کار گیرد و نشانه هدایت است برای آن کس که در او بنگرد».

همانگونه که به خیال خامتان قرآن ناطقمان را از ما گرفتید همان گونه قرآن مکتوبمان را هم خواهید توانست بیچاره ها!

مرکل بی عقل فکر کرده ای با جایزه دادن به امثال کاریکاتوریست دانمارکی توهین کننده به پیامبر(ص)، پیامبری که قرآن ایشان را «اسوه حسنه » نامیده ضربه ای به اسلام وارد کرده ای که در همین قرآن آمده است که :«ان الدین عندالله الاسلام»؟! خیر در اشتباه بزرگی به سر می برید و در خواب غفلت که چه عرض کنم رسما مرده اید شما ها.

*الهم عجل لولیک الفرج*


نگاشته شده در جمعه 89/6/19ساعت 7:57 صبح به قلم طیبــــــه علـــــی حدیث عشق ( ) |

                                                 آیا برای فتنه سرخ آماده ایم؟!
اول نوشت:
(انگار لازم است که تصریح کنم من مخالفت با دکتر احمدی نژاد را مخالفت با رهبری نمی دانم! من تعصبی روی شخص خاصی ندارم این برای هزارمین بار من فقط و فقط با محوریت آقا صحبت می کنم در هر زمینه ای کاری با فلانی و فلانی هم ندارم در ضمن من اسمی از دکتر نبرده ام دقت شود لطفا گفته ام دولت)!
تصمیم گرفتم مطلبی بنویسم طبق معمول همیشه با استمداد از صحبت های ولی امرمان امام خامنه ای هر چه فکر میکردم دلم نمیامد خودم چیزی بنویسم از شدت زیبایی و صراحت صحبت های آقا اما بالاخره آن چه به ذهنم رسیده را می نویسم.

در صحنه ی سیاسی کشور آنچه که بیش از پیش خود نمایی می کند تقسیم جامعه به طور آشکار به دو گروه خودی و نا خودی است که قبلا هم در مورد آن سخن گفته ایم نا خودی ها که تکلیفشان مشخص است اما جنابان خودی! که یکسری از ان ها تکلیفشان با خودشان هم روشن نیست!
از ولایت دم می زنند و متاسفانه گروهی خواسته و گروهی ناخواسته آب در آسیاب دشمن می ریزند! می خواهید بدانید چگونه پس بخوانید:
سال گذشته آقای سید احمد خاتمی(لازم به ذکر است که نقل قول از ایشان به معنای تمجیدشان نیست)! صحبتی را مطرح کردند با مضمون ولایت شعاری یا ولایت مداری و امروز ما ولایت نداری را نیز به آن اضافه می کنیم با اجازه ی بزرگترهای خودی!
نمی دانم پس هوش و زیرکی و علم (البته به قول آقا علم به معنای عام آن نه فقط علوم تجربی) عده ای کجا رفته است؟! اکثرا هم ادعا می کنند که متحول شده اند و با دیدی باز به فعالیت هایشان ادامه خواهند داد اما گویی هر چه از قبل هم داشته اند در کوزه گذاشته و شروع می کنند به گفتن چیزهایی که اصلا خوشایند نیست.
روی سخن من در این پست فقط و فقط با خودی هاست! از دست یکسری واقعا به ستوه آمده ام واقعا عجب صبری رهبر دارد! از مهره های سوخته ای چون کروبی و امثالهم سخن گفتن چه مشکلی از مملکت را رفع می کند؟! یا انتقاد از دولت ولایی و انقلابیمان؟! یا از دعواهای مدیران نوشتن؟! بابا به خود آیید! بس است از خواب غفلت بیدار شوید!
به قول قیصر امین پور عزیز که زیبا سروده: « دیگران اگر چه خوب یا خدا نکرده بد خوب من چه کرده ام؟» آی، ای شماهایی که سریعا صحبت های رهبر در  مورد اشتباهات برخی مسئولان را بزرگ می کنید چرا روی دیگر سخنان مولایمان را نمی بینید و چرا در این عرصه که دیگر کشته نخواهیم شد در صحنه ی مبارزات زیبایی ها را نمی بینید؟ چرا؟
مگر همین رهبر چندین بار و مکررا نفرموده اند که مشکلاتی هست همه ی ما می دانیم اما حالا که دولتی آمده و هدفش خدمت رسانی است چوب لای چرخش نگذاریم؟مگر نفرموده اند که مسائل را اصلی فرعی کنید؟ مگر توجه ها را به سمت دیگر ماجرا جلب نمی کنند؟
آی، ایها الناس دلم خون است! مگر مشکل امام حسن(ع)  چه بود که صلح بر ایشان تحمیل شد؟ به توصیه خود آقا لطفا کتاب صلح امام حسن(ع) را بخوانید! آن زمان هم یک مشکل داخلی داشتیم یک مشکل خارجی! گروهی از داخل خنجر بر کشیده بودند و گروهی از خارج. چرا می خواهید سید علی عزیزمان در چنین شرایطی قرار دهید چرا همراهی اش نمی کنید دم از ولایت می زنید و نامه ها می نویسید اما در عمل کم می آورید؟
مگر رهبر در همان دیدار با دانشجویان نگفتند چقدر از فلان مسئله می دانید و تحلیلتان چیست و...(عنوان نمی کنم که بروید متن سخن رانی ها را به طور کامل در سایت ایشان بخوانید). کدام یک از ما از این مسائل اصلی که شنیدیم گفتیم و نوشتیم و تحلیل کردیم؟ آیا باز هم به بهانه ی سخنان آقابه همان مسائل فرعی نپرداختیم و گرفتار نشدیم؟!
لطف کنید و بروید صحبت های دکتر لنکرانی را که از زمان عصبانیت آقا می گوید بخوانید(در همان سایت رهبری موجود است) که زمانی که دو نفر از مسئولان در حال گلایه کردن از هم بوده اند آقا می فرمایند:«شما که برای کار خودتان مسئولیت نگرفته‌اید. باید همت‌تان رفع مشکل کشور و خدمت به مردم باشد. این دعواها را دور بریزید. به جای آن بروید کار کنید. مبنای کارتان هم قانون باشد، نه سلایق شخصی خودتان.»
آقایان بس کنید و همتتان را مضاعف که آقا فرمودند هر تلاشی جهاد نیست بلکه تلاشی که در مقابل دشمن باشد جهاد است و سه بار گفتند جهاد! از جهاد علمی گفتند آن هم علم نه به معنای خاص آن که به معنای عام آن! بروید و فکر نان کنید که خربزه آب است!
خود را آماده ی فتنه ی سرخ کنید که فتنه ی سبز گذشت! کم دل آقا را خون کنید! به جای پرداختن به مسائل گذشته و مهره های سوخته و فتنه ی بر باد رفته از فتنه های در پیش رو بگویید! اصلا چقدر آماده اید برای انتخابات یازدهم ریاست جمهوری؟ خودتان هیچ چند نفر را آگاه کرده اید با این بصیرت هاتان ای عمارها؟!
آی، ای قلم به دستان قلمتان در کدام جهت می چرخد حواستان هست که مسئولیت و باری بس سنگین به عهده دارید؟ چرا از اینکه قوه ی قضائیه سران فتنه را دستگیر نمی کند شاکی هستید اما متوجه خودتان نیستید که بابا سران فتنه آینده دارند راحت برای خودشان می چرخند و طرح و برنامه می ریزند اما شما هنوز در فتنه ی گذشته جا مانده اید؟
این ها را گفتم که بعدا نگویید ای دل غافل کاش.. کاش... کاش...! و نکته ی آخر اینکه آقایان برگردید به مواضع امام! برگردید به مواضع انقلاب! بصیرت هاتان را بالا ببرید و آگاه سازی کنید و عقب نمانید از عرصه ی جهاد علمی که از غافلین یا جاهلین و یا خدای ناکرده از معاندین نشوید که متضرر خواهید شد.

چشم هارا باید شست، جور دیگر باید دید! *اللهم عجل لولیک الفرج*

نگاشته شده در سه شنبه 89/6/16ساعت 10:10 صبح به قلم طیبــــــه علـــــی حدیث عشق ( ) |

بارها این را گفته ایم و بار دیگر هم می گوییم که اسرائیل از صحنه ی روزگار محو خواهد شد. و باز هم می گوییم انقلاب ما زمینه ای بود برای فتح فلسطین و باز هم می گوییم که وعده ی خداوند حق است
این ها را از زبان پیر فرزانه ی انقلاب اسلامی ایران امام خمینی(ره) شنیده ایم و ما هم باز می گوییم و تکرار می کنیم.
باید مراقب بود که بازی های سیاسی این عروسک های خیمه شب باز ما را از وظایفان غافل نکند و یادمان نرود که پارسال در چنین روزی انسان نماهای بی وجدانی که خود جزئی از سران فتنه در ایران اسلامی بودند شعار نه غزه،نه لبنان را سر دادند و یادمان نرود که باید با اتحاد و مشت هایی گره کرده بر دهان استکبار جهانی کوفت.
و نزدیک است روزی که مثل آن کودک در تبلیغات تلوزیونیمان که در پی ناپدید شدن دستانش می گفت: با پاکناز پاکشون کردم! ما هم شاهد محو این غده ی سرطانی خواهیم بود.
یادمان باشد که طرح سازش از بازی های دیگر گرگ صفتانی است که به جان مردم مظلوم فلسطین افتاده اند.
مرگ بر انگلیس این استعمار پیر هم فراموش نشود لطفا!

نگاشته شده در پنج شنبه 89/6/11ساعت 11:54 عصر به قلم طیبــــــه علـــــی حدیث عشق ( ) |





فرش
ها و تابلو فرش ها از جمله کالاهایی هستند که به عنوان نماد فرهنگ و تمدن
ایران اسلامی به کشورهای دور و نزدیک صادر می شوند و برخی از این کارها
واقعا جزء افتخارات ملت ایران هستند. شهرت این کالا بیشتر به شهرهای
قم،تبریز،اصفهان و... بر می گردد.

خود من کارهای تبریز را بسیار می پسندم، در وصف وفاداری و غیرت دینی مردم تبریز هم همین بس که امام خامنه ای نیزتایید کردند که همت، غیرت، آگاهی و بصیرت و وفاداری از ویژگی های ممتاز مردم آذربایجان و تبریز است.

اما
چند وقت پیش در محل نمایشگاه های دائمی استان قم با صحنه ای مواجه شدم که
نه با غیرت و وفاداری و بصیرت میانه ای داشت نه با فرهنگ و تمدن ایران
اسلامی عزیزمان!

بلکه تابلوی صریحی بود از برهنگی فرهنگی ما و فرهنگ برهنگی آن ها(غربی ها)! تصویر عریانی از چندین زن و مرد!

بعد
از دیدن این تابلو فرش که انصافا از لحاظ بافت و اینگونه مسائل رد خور
نداشت و یکی از گرانترین تابلوهای موجود در آن نمایشگاه هم بود، مدام با
خودم زمزمه می کردم: «این جا ایران است، محل دائمی نمایشگاه های قم مقدس،
تابلو فرش های دست بافت تبریز»!

یاد
جمله ای از چارلی چاپلین افتادم _ در نامه ای به دخترش _ که نوشته
بود:«برهنگی بیماری عصر ماست...» . فکر نمی کردم این برهنگی اینقدر راحت و
سریع بیماری عصر و جامعه ی اسلامی ما نیز بشود، نمونه ها را زیاد دیده
بودم البته، بی حجابی ها و بد حجابی ها و طرح عفاف و حجاب و... ، اما به
قول آقا:«
عده ای خیال کرده اند که وقتی ما به تهاجم فرهنگی غرب حمله می کنیم، فقط
مسئله مان این است که یک نفر در خیابان حجابش را درست رعایت نکرده است.
مردم بحمدالله حجابشان را رعایت می کنند، الا افرادی قلیل، مسأله این ها
نیست، این فرعی است، اصل قضیه آن است که در داخل خانه هاست و از مجامع
جوان ها سرچشمه می گیرد و دشمنان آنجا دارند کار می کنند».

آن جا که رهبر عزیز ما پرده از واقعیات برداشت و فرمود:«...جوان های ما را به لذات و شهوات سرگرم می کنند، پول خرج می کنند، عکس مبتذل
چاپ می کنند و مجانی بین جوان ها منتشر می کنند، ویدئو درست می کنند، فیلم
های مهیج شهوت را مجانی می دهند به این و آن که نگاه کنند...».

صحبت
های آقا در زهنم مرور می شد به ترتیب و آرام آرام: تهاجم فرهنگی...تهاجم
فرهنگی... شبیخون فرهنگی... شبیخون فرهنگی... تاااا این اواخر که تعبیر به
ناتوی فرهنگی شد و سپس تبدیل شد به جنگ نرم... .
واقعا کجای کاریم ما؟ به کجا می رویم؟ چه خبر است و چه می گذرد در اطراف ما؟

آن
جا که امام خامنه ای عزیز ما در سال 1376 فرمودند:«ما با یک تهاجم و جنگ
حقیقی و سازمان یافته مواجه هستیم که از راه های مختلف و بسیار هنرمندانه
به اجرا گذاشته شده است و کسانی که نسبت به مسائل فرهنگی حساسیت داشته
باشند متوجه مساله تهاجم فرهنگی خواهند شد و نشانه های بارز و بی شماری را
در این زمینه مشاهده خواهند کرد...».

(البته لازم به ذکر است که آقا برای اولین بار در سال1370 به مساله ی تهاجم فرهنگی اشاره کرده اند اگر اشتباه نکرده باشم).

و دوسال بعد در سال 1372 باز هم مقام معظم رهبری به میدان می آیند و اینگونه از شبیخون فرهنگی سخن می گویند:«من یک وقت گفتم این ها دارند شبیخون فرهنگی می زنند. این راست است، و خدا
می داند که راست است، بعضی نمی فهمند. یعنی صحنه را نمی بینند. کسی که
صحنه را می بیند ملتفت است که دشمن دارد چه کار می کند و می فهمد که
شبیخون است و چه شبیخونی هم هست»!

و بعدها از ناتوی فرهنگی این گونه سخن گفتند:«من
پریروز در روزنامه – البته سه ، چهار ماه قبل از این ، من مقاله اش را
دیده بودم – گزارشی از تشکیل " ناتوی فرهنگی " را خواندم . یعنی در مقابل
پیمان ناتو که امریکاییها در اروپا به عنوان مقابله ی با شوروی سابق یک
مجموعه ی مقتدر نظامی به وجود آوردند ؛ اما برای سرکوب هر صدای معارض با
خودشان در منطقه خاورمیانه و آسیا و غیره از آن استفاده می کردند ، حالا
یک ناتوی فرهنگی هم به وجود آْورده اند . این ، بسیار چیز خطرناکی است .
البته حالا هم نیست ؛ سالهاست که این اتفاق افتاده است» .

امام خامنه ای از جنگ روانی می گوید و سپس از جنگ نرم:«در جنگ روانی وآنچه که امروز به آن جنگ نرم گفته می شود دشمن به
سراغ سنگرهای معنوی می آید که آنها را منهدم کند به سراغ ایمان ها ،معرفت
ها ،عزم ها ،پایه ها وارکان اساسی یک نظام ویک کشور ،دشمن به سراغ این ها
می آید که اینها را منهدم بکند ونقاط قوت رادر تبلیغات خود به نقاط ضعف
تبدیل کند،فرصتهای یک نظام را به تهدید تبدیل کند این کارهایی است که
دارند می کنند
».

«جنگ نرم ،یعنی جنگ به وسیله
ابزارهای فرهنگی ،به وسیله نفوذ ،دروغ ،شایعه پراکنی با ابزارهای پیشرفته
ای که امروز وجوددارد -ابزارهای ارتباطی که ده سال قبل وپانزده سال قبل
وسی سال قبل نبود -امروز گسترش پیدا کرده ...
جنگ نرم یعنی ایجادتردید در دل ها وفرهنگ های مردم» .

حال قضاوت با دل های بیدار و با بصیرت! خدا به دادمان برسد ان شاالله.

نمی دانم کدام
ایرانی اهل تبریز آن تابلو فرش را بافته بود و انگیزه اش چه بود اما نمایش
آن در نمایشگاهی در قم فلسفه اش چه بود خدا می داند!


نگاشته شده در جمعه 89/5/29ساعت 3:46 صبح به قلم طیبــــــه علـــــی حدیث عشق ( ) |

یک وبلاگ‌نویس معتقد است موضع گیری‌های شخصی و بعضا تند و جلو یا عقب
افتادن از مسیر ولایت یا به عبارت دیگر افراط و تفریط در هر زمینه‌ای
نابودگر است.

به عقیده یک
وبلاگ‌نویس موضع گیری‌های شخصی و بعضا تند و جلو یا عقب افتادن از مسیر
ولایت یا به عبارت دیگر افراط و تفریط در هر زمینه‌ای نابودگر است.
طیبه علی نویسنده وبلاگ «شجره طیبه» و از فعالین عرصه مجازی و اطلاع‌رسانی در گفتگو با «طلبه‌بلاگ» وبلاگ دینی
را مختص وبلاگ های مذهبی نشمرد و اظهار داشت: وبلاگ دینی وبلاگی است که
تمام جنبه های دین را در نظر گرفته باشد نه فقط مذهب و یا مواردی همانند
آن را، تک به تک به مسایل مختلف باید بپرداد، مثلا سیاست ما عین دیانت
ماست من خیلی عقیده دارم به این جمله اگر دقت کرده باشیم در متن قانون
اساسی خواهیم دید که شرایط رهبری که جدا از شرایط مراجع دیگر است این است
که بینش صحیحی از اجتماع و سایر موارد داشته باشد.

خبرنگار سازمان
بسیج هنرمندان در ادامه با اشاره به اینکه این مطلب سه نکته را انتقال
می‌دهد اذعان داشت: نکته اول این مطلب بینش و بصیرت و نکته دوم این است که
مومن باید کیس باشد یعنی زیرک؛ سومین نکته هم به ولایت فرد باز می‌گردد و
این‌که زیر چتر ولایت باشد و نه لحظه‌ای از آن جلو بیفتد نه عقب در همه‌ی
مسایل، خشک نباشد، دین را بد جلوه ندهد، زیبایی‌های آن را نشان دهد، به
آنهایی که هدفشان خدمت به مردم است یاری رساند، در هر زمینه‌ای از جمله
اطلاع‌رسانی نه اینکه خرده‌گیری کند و دو پهلو صحبت کند.

این فعال
عرصه مجازی اعلام حضور وبلاگ‌های دینی را کمترین تاثیر افزایش وبلاگ‌های
دینی عنوان کرد و افزود: خود نفس افزایش چنین وبلاگ‌هایی به نظر من اعلام
وجودی است و بالا بردن آمار و این موضوع عالی است اما چه بهتر که پر بار
هم باشند.

وی در پاسخ به این سوال که چگونه می‌شود محتوای دینی را
به صورت هنرمندانه برای تاثیرپذیری بالا در وبلاگ قرار داد اظهار داشت:
خدا قدرتی به انسان ها داده که عجیب این هنرها را به صورت ذاتی بلدند اما
متاسفانه یا از جنبه‌ی منفی آن استفاده می‌کنند یا آک و دست نخورده نگه
می‌دارند.

طیبه علی افزود: باید با تامل بیشتر حس‌ها را قوی‌تر و
مسئولیت‌ها را به خود یاد‌آوری کرد، که مثلا من در قبال این استعدادی که
خدا به من داده مسئولم بیشتر روی آن‌ها کار کرد و پرورششان داد و بعد هر
کس در زمینه استعداد و توانمندی که کسب کرده است کار کند خود به خود
زیبایی به وجود می‌آید اگر این هنرها با دین آمیخته شود می‌توان نتیجه
اعجاب انگیز آن را ملاحظه کرد.

نویسنده وبلاگ «شجره طیبه» پیروی از ولایت فقیه را زمینه‌ساز پیروزی دانست و افزود: موضع گیری‌های
شخصی و بعضا تند و جلو یا عقب افتادن از مسیر ولایت یا به عبارت دیگر
افراط و تفریط در هر زمینه‌ای نابودگر است.

خبرنگار سازمان بسیج
هنرمندان با اشاره به این موضوع که دشمن مثل همیشه بیدار است گفت: اکنون
دشمن در صحنه‌ی جنگ نرم و برای ضربه زدن به وبلاگ‌ها و فعالیت‌های مذهبی و
دینی ما با ایجاد شبهات و مغلطه‌های بی‌مورد در حال فعالیت است؛ اما ما
باید مطالعات‌مان را بالا ببریم به جای اینکه از بهاییت و ... کتاب
بخوانیم، وسایل و شیعه خودمان را بخوانیم، ما باید کتاب‌هائی از این قبیل
بخوانیم و بعد از آن بیاییم سراغ مطالعات دیگر، اگر مطالعه کردی اگر تحلیل
کردی اگر نقد کردی فکر می شود مال خودت بصیرت را باید ایجاد کرد و بالا
برد اگر نشد بیدی می شوی در میان بادها.

نگاشته شده در پنج شنبه 89/5/28ساعت 1:31 صبح به قلم طیبــــــه علـــــی حدیث عشق ( ) |

Design By : Pichak