سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

سلام دوستان و ...!
اولا طاعات و عبادات همه قبول! بعد هم عید همتون مبارک!

اما اومدم یه چیزه دیگه ای بگم اونم اینکه:
بچه تر که بودم وقتی همش از رسانه ها این لفظ چپ و راست رو می شنیدم کنجکاو شده بودم ببینم قضیه از چه قراره وقتی از پدرم پرسیدم چون می خواست خیلی ساده برام توضیح بده گفت اطرافیان رئیس جمهور همه چپی هستند و اطرافیان رهبر همه راستی!( زمان ریاست جمهوری جناب خاتمی).

اونموقع ها برام عجیب نبود که رهبر به راه خود و رئیس دولت به راه خود!! چون اصلا سر در نمی آوردم از این چیزا!

زمان گذشت و من تا یه جاهایی فهمیدم که قضیه از چه قراره! و فهمیدم که همیشه چپی ها رئیس دولتی نیستند و در اصل رئیس دولت و رئیس دولتی ها باید همگام و همسو با رهبر یعنی ولایت فقیه عزیز باشند.

با انتخاب دکتر تحول بزرگی رخ داد و این اتفاق افتاد و خدا را شکر! اما آن چه باعث نگارش این وجیزه شد دلیلش این است که متاسفانه نمی دانم چرا برخی ها را که دوست نداریم در اطراف ایشان می بینیم!

البته در ولایت مداری دکتر ذره ای شک و شبهه وارد نیست این را قاطعانه می گویم!

فقط از همان برخی اطرافیان می خواهم که برگردند به مواضع امام!

نمی گویم صحیفه را بخوانید حداقل گاهی از طریق نرم افزارها که کارها را خیلی راحت کرده است در مورد مسائل روز جستجویی داشته باشید!

 


نگاشته شده در دوشنبه 88/6/30ساعت 11:57 صبح به قلم طیبــــــه علـــــی حدیث عشق ( ) |

زنده باد رهبری!


نگاشته شده در شنبه 88/6/21ساعت 3:0 صبح به قلم طیبــــــه علـــــی حدیث عشق ( ) |

خودی ها! نا خودی ها! و نخودی ها!!!

تکلیف دو گروه اول که مشخص است و به اندازه ی کافی هم در موردشان صحبت شده است می ماند گروه سوم موسوم به نخودی ها! اما لفظ نخودی از کجا آمده و به چه منظور استفاده می شود ؟ خواهم گفت.

این لفظ از بازی های کودکانه و البته گاهی بزرگسالانه! استخراج شده است! اما اینکه درمورد چه کسانی به کار می رود؟ این لفظ از آغاز دوره ی کودکی هایمان در مورد افرادی به کار می رفته که هم در بازی خودی ها به ایفای نقش می پردازند و هم نا خودی ها!

از آن جایی که ید بیضایی در سیاست داریم و از کیاست فراوانی هم برخورداریم به نتایجی در این زمینه(یعنی همان سیاست) و ارتباط آن با کیاست!! نه! ببخشید! لفظ نخودی رسیده ایم و چنین افرادی را در سیاست نیز یافته ایم! از این رو به مواردی از آن اشاره خواهیم کرد.
البته منظور از موارد همان مورد است که دچار تغییرات زبانی شده!

اما آن مورد: آن مورد کسی نیست جز جناب آقای دکتر علی لاریجانی! بله همین رئیس مجلس خودمان را می گویم، همین نماینده محترم استان قم در مجلس، همین آقای لاریجانی که در شانزده سالگی که برای اولین بار مصمم به پای صندوق رای رفته بودم تا با رای خود مشتی بر دهان دشمنان جنایت کار بزنم!نام او را به تبعیت از خانواده در صندوق انداختم!

البته همان موقع هم مراتب اعتراض خود را به پیشگاه پدر رساندم که آخر این چه قانونی است چرا شانزده سال؟! من هنوز شناخت کافی ای از رجل سیاسی _ نظامی!! کشور ندارم و فقط به تبعیت از شما رای خود را در صندوق انداخته ام؟! اما خوب اسم پدر من علیرضا بود بنابر این نقشی در مسائل مهم مملکتی نمی توانست داشته باشد و این اعتراض به قوت خود باقی بود تا بعد که قانون عوض شد و ما ذوق زده شدیم!

به صراحت اعلام می کنم که یقینا نقطه ی سیاه کارنامه ی سیاسی ام همین یک رای ناآگاهانه ام خواهد بود!

این درویش مسلکی ظاهری(آنچه که ما می بینیم) چه بساطی است؟ من در مورد سبیل های مبارک مردان به مسائلی بر خورده ام در منابع اسلامی که یک ذره اش هم در مورد شما صدق نمی کند! کشکولی از اشعار دیگر چه دیوانی است؟!

برای صحبت ساده ی شما هنگام تحلیل همین جوری اش هم چندین دیوان کنار دستمان بود همیشه! فرهنگ انگلیسی به فارسی، عربسی به فارسی، و هر زبان دیگر به غیر از فارسی به فارسی! حال فرهنگ عارفان را هم باید به آن اضافه کنیم!

آقای لاریجانی هر که نداند خدا که می داند داری برای ریاست جمهوری دوره ی آینده خودت را آماده می کنی! اما اگر نمی دانی بدان که رمز موفقیت دکتر در این بود که خودش بود و خدای خودش و  باورها و اعتقاداتش. در همین دوره ی گذشته هم شما و هم جناب قالیباف کم خرج لباس ها و ژست ها و... تان کردید؟! پس چرا دکتر پیروز شد؟
آقایان برگردید به مواضع خودتان عاجزانه خواهش می کنم!

البته حرکت شجاعانه و مدیرانه و مدبرانه شما در برخورد با نماینده ی مخالف(کواکبیان) در تاریخ ثبت خواهد شد خیالتان راحت! فقط یک جمله که حالا شما هم سوء استفاده نکن! همین!

من اگر خدا و صاحب امرش و نایبشان در زمین را نداشتم به یقین برای خودم، دکتر، کشورم و مردم عزیزش متاسف می شدم!

 


نگاشته شده در شنبه 88/6/14ساعت 1:53 عصر به قلم طیبــــــه علـــــی حدیث عشق ( ) |

...چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد!!

البته نظر خود دکتر چیز دیگری است! با وجود اینکه خیلی ها ادعا دارند که در این دولت آزادی ها محدود شده است و...اما واقیت چیز دیگری و ما در عمل می بینیم که دکتر با شعار «هر که خواهد گو بیا و هر چه خواهد گو بگو/ کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست» در میدان حضور دارند و خوشا به سعادتشان با صبری که دارند!

اما پس ما چه کاره ایم؟ باید کاری بکنیم یا نه؟ باید جواب بعضی دوست نما ها و عدو مبین ها را بدهیم یا نه؟ در دادگاه هم که مشاهده می کنیم قضیه مصاحبه با معتادان مواد مخدر پیش آمده که همه از دوست ناباب می نالند! این ها هم همه از دست بالایی ها و آن هایی که فریبشان داده اند می نالند از فلان ...یست و فلان شبکه ی ماهواره ای و احساسات پاک خود!!!و... .

اما راجع به وزرای پیشنهادی دکتر! واقعا گله داریم از بعضی مجلسی ها و واقعا هم متشکر برخی دیگر از مجلسی ها هستیم.

اما چرا گله؟! نماینده های قم که قربانشان بروم(خدا نکند)! اصلا به خودشان زحمت نمی دهند صحبتی دفاعی نقدی!!راحتند! اما بقیه،بقیه هم که از دکتر شاکیند که چرا آقای فتاح و لنکرانی را به خاطر اینکه با مشایی مخالف بوده اند از وزارت کنار گذاشته؟

اولا دکتر گفت که آقای فتاح را برای پستی بالاتر و با حجمکاری کمتر کنار گذاشته! خب آقای فتاح برایشان سخت بوده دوندگی های سفرهای استانی و... .( از لحظ جسمانی ضعیف هستند خب).

اما آقای لنکرانی را هم که گفتند مثل هلو می ماند! اما صلاح در این بوده دیگر از نماینده های مجلس بعید است واقعا! هرچه باشد دکتر چهار سال با این وزرا کار کرده و به پتانسیل هاشان آشناتر است و بهتر از ما هم خوب را از بد تشخیص می دهد!

اما از نوع بیان دکتر شکایت دارند چرا چون خودمانی و همه فهم صحبت می کند! من یادم نیست اما بعضی ها باید یادشان باشد که این خرده ها بر امام هم گرفته می شد!

و خوب یادم هست که در زمان انتخابات دکتر تاکید داشتند که برای تبلیغات بنده از ولایت مایه نگذارید اما الان به حدی ایشان در فشار است که غیر از حمایت های صریح خود رهبر عزیز خود دکتر هم چندین بار اعلام کرده که رهبر حامی این دولت و موافق با حرکت های صحیح آن است و به رابطه پدر و پسری خودشان نیز که اشاره کرده اند!

در وبلاگ جناب آقای اقبالی(روزنامه نگار مستقل) به مطالب زیادی راجع به قضیه ی پدر خوانده و پسرهایش خواندم اکنون سوال من این است که چرا اکثر خودی ها این رابطه ی صمیمی و نزدیک را باور کرده اند بین این افراد خاص و همکاری هایشان را اما هضم رابطه ی دکتر با رهبر عزیز این قدر برایشان دشوار است؟!

خیلی باور نکردنی و سخت است؟! آقایان خانم ها دوستان دشمنان بر گردید به مواضع امام و انقلاب! همین!

 


نگاشته شده در سه شنبه 88/6/10ساعت 1:55 عصر به قلم طیبــــــه علـــــی حدیث عشق ( ) |

همایش بین المللی دکترین مهدویت

در همایشی با عنوان بالا که روز سه شنبه سیزدهم مرداد اولین روز برگزاری آن بود شرکت داشتم در این همایش قرار بود که جناب دکتر محمود احمدی نژاد هم حضور داشته باشند که نشد!

اما حدودا در آغاز همایش (پس از مراسم افتتاحیه...)جناب آقای حائری شیرازی سخنرانی داشتند که به نظر من عالی بود! آنچه که در مورد مهدویت و انتظار گفتند عالی تر بود که در اولین فرصت ان شاءالله آن ها را هم خواهم نوشت.

اما آنچه که در مورد ولایت و رئیس جمهورمان گفتند:
ایشان با اشاره به داستان شخصی که در زمان امام صادق(ع) از امام علت تاخیر قیام را پرسیدند و امام(ع) در جواب به ایشان گفتند که تکه ای از آتش را در دست بگیرد و چون آن شخص نپذیرفت امام فرمودند که دلیلش همین است و... .

سپس آیت الله حائری گریز زیبایی به مسائل پیش آمده در کشور زدند و به رئیس جمهور محبوبمان اشاره کردند و رابطه اش با رهبری عظیم الشانمان و فرمودند که جناب رئیس جمهور با  دروغ خواندن مسئله هولوکاست و با ایستادگی قاطعانه در مقابل استکبار جهانی کاری جز گرفتن آتش در دست را نکرده اند و اطاعت از ولی امر و امام و نایب بر حق ایشان یعنی رهبری عزیزمان.

ایشان در ادامه تصریح کردند که اگر رئیس جمهورمان در مجامع بین المللی و در آغاز صحبت هایشان می گویند: «اللهم عجل لولیک الفرج» این واقعا از عقیده و باور و ایمانشان نشات می گیرد و دکانشان نیست!

و با ذکر داستانی دیگر در زمان امام علی(ع) به طور غیر مستقیم تکلیف حامیان را نیز مشخص کردند و آن داستان مربوط می شود به شخصی از شیعیان حضرت که در پی دزدی که انجام داده بود توسط امام علی(ع) دستانش قطع شد و هر چه امام سعی کرد به شخص بگوید که من در حق تو ظلم کردم و... شخص راضی نشد و همچنان بر عقیده و حبش نسبت به علی(ع) و خاندان پاکش پا فشاری کرد و بعد که امام دوباره چهار انگشت قطع شده ی شخص را به او بر گرداند.

به این نکته بعدا اشاره خواهیم کرد که شیعه ی علی(ع) و دزدی؟! جای تعجب دارد که خب دلیلش فقر فرهنگی آن زمان بوده اما نکته ای که اکنون قابل ذکر است این که معرفت و شناخت باید عمیق و از روی آگاهی و اطلاعات کافی باشد تا با یک قضیه ی ساده ای که پیش می آید از امام و رهبرمان پیشی نگیریم(زهی خیال خام)!

نکته ی زیبای دیگری که آیت الله حائری به آن اشاره نمودند اینکه ما نباید آنچه را که رهبر عزیزمان مهم نمی گیرند مهم بگیریم.

پس نتیجه می گیریم که باید با معرفت و اطلاعات و بینشی باز و صحیح پشت سر رهبری حرکت کرده و کمی هم به فکر آن دنیای خودمان باشیم.


نگاشته شده در دوشنبه 88/5/19ساعت 1:48 عصر به قلم طیبــــــه علـــــی حدیث عشق ( ) |

 

شرکت نکردن جناب آقای هاشمی رفسنجانی و هم قسمشان سید محمد خاتمی در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری عزیز و محبوبمان دلیل دیگری بر این مدعاست که این افراد ولایت شعار هستند نه ولایت مدار!

آیا همین جناب هاشمی چند وقت پیش از رهبر نگفته بود و از ... . پس چه شد؟

یاد صحبت های زیبای جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد افتادم که گفته بودند: ... آقایان برگردید به مواضع امام! بر گردید به مواضع انقلاب!

شاید البته شاید در این دنیا نبینیم روزی را که این ها نیز چون مریدانشان در حال اعتراف در دادگاه باشند و برگشته باشند به مواضع امام و انقلاب اما به قول شاعر :

بر روی پل صراط می بینمتان! 

رهبر عزیز تر از جانم این روز را به شما نیز تبریک می گویم و به همه ی ملت شریف ایران!

آقای رئیس جمهور تبریک ما را بپذیر و بدان به قول خود شما ملت ایران امروز هوشیار تر از همیشه بر سر مواضع خود ایستاده است و قاطعانه حامی رئیس جمهور و رهبری عظیم الشان خود هست و به هیچ وجه کوچکترین کوتاهی ذر این زمینه نخواهد کرد.


نگاشته شده در دوشنبه 88/5/12ساعت 1:34 عصر به قلم طیبــــــه علـــــی حدیث عشق ( ) |

 

آغاز سخن را با سخنان رهبری عزیز و رئیس جمهور محبوبمان مزین می کنم:

اما قسمتی از سخنان رهبر عزیز در دیدار شرکت‌کنندگان مسابقات‏ قرآن:

من مى‏بینم تو همین قضایاى سه چهار روز اخیر باز بعضى‏ها هى میخواهند اختلافها و شکافها را بیشتر کنند؛ نه، نباید اختلاف به وجود بیاید؛ همه با هم برادرند، همه با هم همکارى باید بکنند؛ همه باید براى ساختن کشور به یکدیگر کمک بکنند. به کسى نباید بیهوده تهمت زد؛ کسى را نباید به خاطر یک امر، از همه‏ى آن چیزهائى که صلاحیت محسوب میشود، انسان او را نفى بکند. با انصاف باید بود؛ با انصاف باید عمل کرد؛ با انصاف باید حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان میگوید: «و لا یجرمنّکم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى»؛(7) اگر با کسى دشمنید، این دشمنى موجب نشود که نسبت به او بى‏انصافى کنید، بى‏عدالتى کنید؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن که دشمن هم نیست. بى‏عدالتى‏ها را همه کنار بگذارند؛ بى‏انصافى‏ها را همه کنار بگذارند؛ همه در زیر پرچم نظام اسلامى و جمهورى اسلامى جمع بشوند؛ اصولى وجود دارد، به آن اصول همه پابندى خودشان را اعلام بکنند. در کنار هم باشند، اختلاف سلیقه هم باشد. چه اشکال دارد؟ همیشه اختلاف سلیقه بوده. در دورانهاى مختلف هر جائى که این اختلاف سلیقه‏ها و اختلاف برداشتها با هواى نفس انسان مخلوط شد، کار خراب میشود. هواى نفس را باید خیلى ملاحظه کرد. به خودمان در فریب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشیم. نگاه کنیم ببینیم کجا نفس است و هوى‏هاى نفسانى ماست؛ کجا نه، واقعاً احساس تکلیف است؛ و در احساس تکلیف هم دقت بکنیم که قدم از دایره‏ى تکلیف آنطرف‏تر نباید گذاشت؛ زیاده‏روى نباید کرد. آن وقت لطف خدا با ماست. همچنانى که تا امروز به فضل الهى، به حول و قوه‏ى الهى، لطف الهى با ملت ایران بوده است؛ بعد از این هم ان‏شاءاللَّه خواهد بود. 

و این هم قسمتی از صحبت های رئیس جمهور در در جمع اساتید بسیجی:

در روزهای اخیر عده ای با خیال خام خود به تکاپو افتادند تا رابطه دولت و رهبر عزیز انقلاب را خدشه‌دار جلوه دهند و با جار و جنجال، جدایی و فاصله بین دولت و رهبری را القاء کنند در حالی که آنان نمی‌دانند که نوع رابطه ما با مقام معظم رهبری فراتر از قالب‌های سیاسی و اداری است و از جنس محبت ، اعتقادی و پدر پسری است.
وی تصریح کرد: وارد شدن بدخواهان در چنین عرصه ای و القاء چنین شبهاتی حرکتی بی‌نتیجه است و آنها قطعا چنین آرزویی را به گور خواهند برد و این راه به روی شیاطین بسته است.
می رسیم به سخن خودمان:

من برای آن عده از دوستان عزیزی که مرا به تعصب محکوم کردند متاسفم! و رنجیده خاطر شدم از دوستی که نسبت ابلهی را به من داد!!

من در جمع چندین نفره ی این دوستان فقط یک چیز گفتم(برداشت سیاسی نشود)! و آن اینکه واقعا برایتان متاسفم چون با این وضعیت نشان می دهید که نشناخته به دکتر رای داده اید! که حال به ولایت مداریش شک کرده اید!

آنچه که از آغاز واضح و مشخص بود ولایت مداری دکتر بود که خب خود ایشان نیز چند باره به آن اشاره نمودند.

اما همین کسانی که دم از ولایت مدار نبودن دکتر می زدند مگر این قسمت از سخنان رهبر عزیز را که در آغاز ذکر شد نشنیده بودند و یا ندیده بودن در سایت های مختلف؟!

اگر دیده و یا شنیده بودند پس دیگر چه جای بحثی باقی می ماند؟ این ها خودشان دم از ولایت مداری می زنند ولی ولایت مدار واقعی نیستند بلکه شعارش را می دهند!

درست است ما به خاطر علاقمندیمان به آقای احمدی نژاد دوست نداریم که آقای مشایی در دولت باشد چون حساسیت ها را می بینیم و از این حرفایی علیه دکتر زده می شود ناراحت و نگرانیم اما ما را چه به این کارها؟!

الحمدلله جناب آقای دکتر احمدی نژاد با پشتوانه ای چون رهبری و شناختی که از اطرافیان دارند بهتر از ما دوستان و دشمنان خود را می شناسند و هوشمندی خود را نیز به اثبات رسانده اند.

به امید هدایت دوستان!


نگاشته شده در شنبه 88/5/10ساعت 1:52 عصر به قلم طیبــــــه علـــــی حدیث عشق ( ) |

مشایی و مواضع دوستان و دشمنان!

این روزها بحث انتصاب جناب آقای مشایی به معاون اولی ریاست جمهوری عزیزمان جناب آقای احمدی نژاد تبدیل به بحث داغی شده بود و بعد هم که انتشار نامه ی رهبری عزیز به داغ تر شدن این موضوع کمک کرد.

اما چه کسانی این موضوع را داغ کرده بودند؟ این افراد را می شود به دو دسته تقسیم کرد یکی دشمنان و معاندان و دیگری دوستان دلسوز رئیس جمهور محبوب و مردمیمان.
و اما حرف ما:
حرف ما این است که اولا ان شاءالله این طور خواهد بود که جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد از فرمان رهبر اطاعت خواهند کرد.

و دوما اینکه جناب دکتر احمدی نژاد خیلی بهتر از ما آقای مشایی را می شناسند مشکل آقای مشایی صحبت هایی بود که کرده بودند و رهبر هم همان زمان فرمودند که حرف غلطی زده شد اما جایی ندیدیم و نشنیدیم که کسی یا خود رهبر گفته باشند که آقای مشایی آدم بدی هستند و صلاحیت ندارند!

در متن کنونی نامه ی ایشان نیز خطاب به رئیس جمهور آنچه ذکر شده این است که:

بسمه تعالی

جناب آقای دکتر احمدی نژاد، ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

با سلام و تحیت

انتصاب جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی به معاونت رئیس جمهور بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان به شما است.

لازم است انتصاب مزبور ملغی و کان لم یکن اعلام گردد.

سیدعلی خامنه‌ای

27/4/88

آیا نکته ای مبنی بر اینکه ایشان آدم خوبی نیستند آمده؟ متاسفانه این روزها حساسیت روی ایشان بسیار بسیار زیاد شده بود و هر کس هر چه دلش می خواست می گفت( در این جا ذکر این نکته را لازم می دانم که بگویم بنده هیچ نسبتی با جناب آقای مشایی ندارم چون در غیر این صورت با رئیس جمهور هم نسبتی پیدا می کردم)!

حرف اول و آخر من این بود که روی موضوعی که دشمنان با آن قصد زیر سوال بردن رای من و شما را داشتند نباید  این قدر حساسیت به خرج می دادیم!

و البته اینکه این گونه بر کنار شدن ایشان راه را برای هر گونه اعتراضی از طرف دوستان دیگر دکتر می بندد و بهتر است.

و در آخر باید اعلام کنم که من نیز مانند دیگر دوستان عزیز به هیچ وجه با حضور جناب آقای مشایی در کابینه دکتر احمدی نژاد موافق نبوده و نخواهم بود.

این هم متن استعفای جناب آقای مشایی به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری:

اسفندیار رحیم مشایی شب گذشته به دنبال انتشار نامه رهبر معظم انقلاب ،در نامه ای به دکتر احمدی نژاد کناره گیری خود را از این مسوولیت اعلام کرد.
متن نامه به شرح زیر است:

برادر ارجمند جناب آقای دکتر احمدی نژاد
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
با سلام و دعای توفیق
در پی صدور نامه مقام عظمای ولایت که امشب از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد کناره گیری خود از مسوولیت معاون اول رییس جمهوری را به استحضار می رساند.
پیشتر نیز که ملاحظه فشارها به آنجناب – که بویژه با توجه به مسوولیت های سنگین اداره کشور – بر حقیر بسیار دشوار بود، درخواست واگذاری این مسوولیت را از حضرتعالی داشتم. در هر حال با قلبی مالامال از عشق به ایران عزیز و نظام – جمهوری اسلامی، ضمن آرزوی پیروزی های بیشتر و بزرگتر برای ملت شریف ایران، خود را همواره سرباز دولت مردمی ، عدالت جو و مهرورز جنابعالی و نظام  ولایی دانسته و در مسیر اسلام و انقلاب از هیچ تلاش و خدمتی دریغ نخواهم کرد.
با احترام فراوان
اسفندیار رحیم مشایی
88.05.2

رئیس جمهور عزیز! ما امتحانمان را در این انتخابات پس دادیم و الحمدلله سر بلند بیرون آمدیم منتظر امتحان پس دادن شما هم هستیم!

التماس دعا.

آنچه برای من بسیار عجیب و درد آور است اینکه چرا در زمانی که جامعه واقعا در موقعیت حساسی به سر می برد و لازم بود حمایت صریح از ولایت فقیه این حمایت را در شان موقعیتشان نمی دانستند و مردم را به خویشتن داری و آرامش دعوت می کردند! اما امروز ... .( من بی تجربه و کم سن و سال هستم قبول راهنمایی ام کنید هر چه قدر با خودم کلنجار نمی روم دلیل این رفتارها را نمی فهمم)! یکی به داد ما برسد!

ای مولا و صاحب ما هنوز زمان آن نرسیده است که بیایی؟!

این هم از متن نامه ی رئیس جمهور عزیزمان:

رییس جمهور در نامه ای به محضر مبارک رهبر معظم انقلاب از اجرای دستور ایشان مبنی بر کناره گیری رحیم مشایی خبر داد.
متن نامه به شرح زیر است:
بسمه تعالی
محضر حضرت آیت الله خامنه ای دام ظله العالی
رهبر معظم انقلاب اسلامی
سلام علیکم
ضمن ارسال رونوشت نامه کناره گیری مورخه 88.5.2 جناب آقای مهندس اسفندیار رحیم مشایی از معاونت اولی، به استحضار می رساند که مرقومه مورخه 88.4.27 حضرتعالی به استناد اصل 57 قانون اساسی اجرا شد . ایام عزت مستدام

محمود احمدی نژاد


نگاشته شده در شنبه 88/5/3ساعت 1:3 عصر به قلم طیبــــــه علـــــی حدیث عشق ( ) |

«پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به این مملکت نرسد».

خوب یادم هست چهار یا پنج ساله بودم برای اولین بار در عمرم این جمله را زیر تابلوی زیبایی که عکس امام خمینی(ره) و آقای خامنه ای روی آن بود در خانه ی عمو دیدم آن موقع هنوز نمی توانستم با تلفظی درست جمله را بخوانم دست و پا شکسته خواندم نوشته بود: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به این مملکت نرسد».

طبق عادت معمول به سراغ پدر رفتم تا معنی جمله را بپرسم پدرم توضیحات مختصر کودک پسندانه ای داد و گفت که بزرگتر که شدی بهتر می فهمی. قانع نشدم اما باز هم طبق عادت معمول صبر کردم چون سوالات زیاد دیگری هم همین گونه مانده بود در ذهنم تا بزرگ تر شوم و خودم به آن ها برسم.

 خلاصه این گذشت و من هر دفعه که خانه ی عمو  می رفتیم این جمله را می خواندم و منتظر آینده بودم.

دوران راهنمایی بودم که دبیر پرورشیمان گفت باید تحقیقی در مورد ولایت فقیه بیاورید سریع و نا خود آگاه ذهنم رفت خانه ی عمو خلاصه رفتیم آن جا و به عمو موضوع تحقیق را گفتم عمو هم کتابخانه اش را باز کرد و کتاب ولایت فقیه امام خمینی را به من داد گفت این کتاب می تواند کمکت کند دیدم که عمو کتاب های زیاد دیگری هم در این زمینه داشت.

 کتاب را هم خواندم و تحقیق را هم نوشتم اما باز هم به درک عمیقی در این زمینه که محتاجش بودم نرسیدم ولی در این چند وقت که صحبت های رهبری عزیز باید برای همه ی ما فصل الخطاب می بود را دیدم که در عمو اثری نکرد و همچنان بر موضع خود قاطعانه ایستاده است!

 نمی دانم عمو کتاب های کتاب خانه اش را خوانده یا نه؟! نمی دانم تا به حال به جمله ی زیبای زیر آن قاب عکس فکر کرده یا نه؟! نمی دانم اصلا حسی نسبت به آن تصویر دارد یا نه؟!

 اما به هر حال عموست دیگر! پدرم گفت خدا هدایتشان کند! اما در مورد هدایت هم در اصول کافی،ج1،ص431 به روایت جالبی بر خوردم و آن این است:

«ثابت بن سعید گوید: امام صادق(ع) فرمود:
ای ثابت شما را به مردم چه کار؟ از مردم دست بردارید! احدی را به مذهب خود نخوانید به خدا اگر همه اهل آسمان و زمین گرد هم آیند برای آنکه یک بنده را که خدا اراده کرده گمراه بماند بخواهند هدایت کنند نتوانند و اگر همه اهل آسمان ها و زمین گرد هم آیند تا بنده ای را که خدا خواسته هدایت شود گمراه کنند نتوانند، دست از مردم بر دارید و یکی از شما نگوید: این عموی من است و این برادر من است و این پسر عم و همسایه ی من است( و باید او را به حق برسانم به بهشت بکشانم)! به راستی چون خدا برای بنده ای خیری بخواهد روحش را پاک کند و هیچ مطلب حق و به جایی را نشنود جز آن که آن را بفهمد و هیچ زشت و نا به جایی را نشنود جز آن که آن را منکر گردد و نپذیرد سپس خدا یک سخنی را به دلش اندازد که کار او را فراهم سازد.»


نگاشته شده در پنج شنبه 88/4/18ساعت 3:56 عصر به قلم طیبــــــه علـــــی حدیث عشق ( ) |

Design By : Pichak