سفارش تبلیغ
طراحی وب هاست ایران

                                    "باز" "شناسی" "هویت" "شیعه" !
نشست برگزار می کنند تا باز بشناسند هویت شیعه ها را در "اورشلیم" سال "شصت و پنج" !

خیلی از ما "نسل امروزی ها"نبودیم، اما آن زمان که ایرانمان در حال دفاع مقدسی بود از نوع بی نظیرش، دفاعی که به گفته ی "نسل آن روزی ها" دانشگاهی بود که نمره ی قبولی اش «شهادت» بود!

خوب امتحانشان را پس  دادند خوشا به عروجشان، پر کشیدند و از رفتنشان دهان همه شد "باز" انگار گفته بودند "پر" "واز" ! سر مشقشان "علی اصغر" بود که "ولی زمانشان" گفت: «یاران من در گهواره اند». سر مشقشان قاسم ابن الحسن(ع) بود که در برابر دفاع از دین و ناموس و وطنشان شهادت را این گونه تفسیر کردند: « احلی من العسل». سر مشقشان علی اکبر حسین(ع) فاطمه(س) بود که بدن هاشان روی مین های دشمنان علی قطعه قطعه شد.

سرمشقشان زینب(س) بود که "صبر" را بر گزیدند و « چیزی جز زیبایی ندیدند». سر مشقشان ام وهب ها بود که پیکر های در خون غلطیده و بی سر برگشته ی سردارانشان را دیدند و خود راهی شدند تا مبادا دشمن جای خالی ای احساس کند. سر مشقشان دختر سه ساله ی حسین(ع) بود که خود گوشواره از گوش خود دریدند وقتی بابا نه در باران آمد و نه در آفتاب و بابا اصلا نیامد... .

وصیت نامه ها را که مرور میکنی به نقطه ای واحد می رسی: «ولایت فقیه»!بازشناسی هویت شیعه _ شجره طیبه

امام امت نیز تاکید می کنند: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به این مملکت نرسد».
" باز" هم ما پیروز می شویم و انعکاس بیشتر و پرتو افکنی های انفجار نور انقلاب چشم ها و گوش های بیشتری را هشیار و بیدار می کند.

سال "هفتاد و دو" ولی امر مسلمین جهان از "شبیخون فرهنگی" سخن به میان می آورند.

جدی گرفته نمی شود! امام امت همیشه در صحنه از "تهاجم فرهنگی" می گوید.

"باز" هم جدی گرفته نمی شود! رهبر عظیم الشانمان از "ناتوی فرهنگی" صحبت می کند.
در مقابل قد علم می کنند! و تازه مقالاتی در مورد تهاجم فرهنگی نوشته می شود!
سال "هشتاد و هشت" در صدد بر اندازی نظام جمهوری اسلامی و امام امت فتنه به پا می کنند.
امت به تبعیت از امام خود درس خوبی به متوهمان داخلی و خارجی می دهد.
امام امت از فتنه های بزرگ تر بعدی و جنگ نرم و افسران جوان این جنگ و فرماندهان و... می گوید.
آیا گوش شنوایی هست؟!
امت در "انتظار" امام عصر خویش حضرت م ح م د به سر می برند تا امام خامنه ای ولایت را به دست مبارک ایشان بسپارند.

نظریه ی "پایان تاریخ" با بحران مواجه می شود، زیرا بال "سرخ" و "سبز" شیعه را درست می فهمداما زره بافته شده از «ولایت فقیه» اش را نمی فهمد!
احمق ها! وقتی نمی شود به ساحت حسین(ع) و مهدی(عج) تجاوز کرد هرگز ولایت فقیه هم از بین نخواهد رفت.


نگاشته شده در دوشنبه 89/9/22ساعت 5:13 صبح به قلم طیبــــــه علـــــی حدیث عشق ( ) |

خبر آمدن رهبر معظم انقلاب به شهر مقدس قم باعث خوش حالی دل های بیدار و عاشق و شیفته ی رهبری شده است حتی زمین خشک و کویری قم هم بی صبرانه در انتظار باران قدم های ایشان است با آمدن آقا بهار دوباره به شهرمان می آید و به پاییز اجازه خود نمایی نخواهد داد.
رهبرا ما در خط ولایت بوده ایم و ان شاالله که ازین پس نیز لایق باشیم و از این مسیر منحرف نشویم. رهبرا با آمدنت خورشید خسته ی پر کار قم هم به مرخصی خواهد رفت! زیرا با حضور شما نیازی به تابیدن آن نیست. رهبرا برکات آمدن شما به شهر که هیچ به تک تک زندگی ها خواهد رسید.
دل در جای خود نمی گنجد و در انتظار شنیدن سخنان فصیح و بیانات روشن گرانه شماست. آن چه که به عنوان  فصل الخطاب مورد توجه مسئولین و حوزویان قرار بگیرد ان شاالله. نمی دانم برای چه موضوعی به قم می آیید و چه خواهید گفت اما  دوست دارم در این سفر تکلیف ها را مشخص کنید و راه ها را جدا!
دوست دارم وقتی می آیی پرده از چهره ی منافقین برداشته و دل های مردم انقلابی را شاد کنید. گرچه بعید می دانم شما به اندازه ی ما کم صبر باشید! شما با دلی به وسعت بی نهایت و قلبی رئوف چنین کاری را بکنید.
ان شاالله هر چه زودتر برسد روزی که امامت امت را به دست خود به ولی عصرمان و مولامان حجت ابن اللحسن تحویل بدهید ان شاالله.

نگاشته شده در پنج شنبه 89/7/22ساعت 7:1 عصر به قلم طیبــــــه علـــــی حدیث عشق ( ) |

چند وقتی است که قصد به روز کردن وبلاگ را داشتم موضوع زیاد بود و فرصت من کم نمی دانستم از آغاز فصل پاییز که دوست داشتنی ترین فصل است برایم بگویم یا از آغاز هفته ی دفاع مقدس که دیروز خبری دل ریش کننده  وادارم کرد به نوشتن.
دیروز در خبر ها دیدیم و شنیدیم که در مراسم رژه نیروهای مسلح در مهاباد به دلیل انفجار بمبی  تعبیه شده در شاخه ی درختی در قسمت بانوان چند نفر از هموطنانمان شهید و چندین نفر هم مجروح شده اند نا خود آگاه یاد پیام تسلیت امام خمینی(ره) پس از شهادت استاد مطهری
افتادم که هم تسلیت گفتند و هم تبریک.
از طرفی از ضعف و عجز دشمنان دین خدا و انقلاب اسلامی ایران که آنان را این گونه وادار  به دست یازیدن به چنین اعمالی کرده خوش حال بودم و از  طرفی شهادت هموطنان عزیزمان داغی بود که بر دلهامان نشست. حادثه ی حمله به کشتی های صلح در نزدیکی غزه... حادثه ی سوزاندن قرآن... و حال این حادثه... .
نمی دانم چرا این ها نمی خواهند بپذیرند که استخوان صهیونیزم جهانی به یاری خداوند متعال و فرزندان  خمینی کبیر و حزب الله در حال فرو ریختن است اینان چون خری در گل فرو رفته اند و دست و پا زدن هاشان چیزی جز فرو رفتن بیشتر در کثافت نیست.
این کار کار هر گروه تروریستی یا ضد انقلابی باشد نیز فرقی نمی کند همه شان سر و ته یک کرباسند! همین چند وقت پیش در کردستان بودم با افراد زیادی رو به رو شدم از نا مردی ها شنیدم و حتی دیدم همان جا در نزدیکی های مهاباد در گیری ها را دیدم تلاش زبونان را که فیلم اعمال کثافت بار و احمقانه ی خود را بین مردم پخش کرده بودند که به اصطلاح رعب و وحشت را در دل های مردم وارد کنند اما متوجه مکر خدا نبودند چون آن را می سوزانندش فقط از روی عجز و بس.
چون هرگز نخواهند توانست کوچکترین دستی در قرآن مبین ببرند و تحریفش کنند. فقط خدا خودش می داند و بنده هایش و به قول شاعر عجب صبری خدا دارد... .

نگاشته شده در پنج شنبه 89/7/1ساعت 11:12 صبح به قلم طیبــــــه علـــــی حدیث عشق ( ) |

Design By : Pichak